الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )
176
نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )
در « عيون الاخبار » آمده است مردى از امام رضا عليه السّلام پرسيد : اگر برايم مسألهاى پيش آمد و شيعهاى نيافتم آن را از او بپرسم ، چه كنم ؟ امام عليه السّلام در پاسخ فرمود : « اذا كان ذلك فأت قاضى البلد فسله عنها فما أفتاك به من شيئى فخذ بخلافه فانّ الحق فى خلافه ؛ « 1 » اگر چنين موردى برايت اتفاق افتاد ، نزد قاضى شهر برو و مساله را از او بپرس در پاسخ تو هرفتوايى داد بر خلاف آن عمل كن ، زيرا حق در مخالفت با آن ديدگاه است » . در حديثى ديگر آمده كه حضرت فرمود : « و اللّه ما هم على شيئى مما انتم عليه و لا أنتم على شيئى مما هم عليه فخالفوهم فما هم من الحنيفيّة على شيئى ؛ « 2 » به خدا سوگند ! آنان با اعتقادات شما همسو نيستند و شما نيز با آنان اينچنين هستيد . بنابراين ، با ديدگاه آنان مخالفت كنيد زيرا آنان از دين و آيين حنيف برخوردار نيستند » . پوشيده نيست كه اين امر جنبهء كلى ندارد بلكه بيشتر در مسائل عملى مطرح است ولى در اينجا قضيه روشن است و روايات و ادلّه را مورد تأييد قرار مىدهد . 6 - آواز خواندن و گوش دادن به آن ، از اصول و اركان ترفندهاى دشمنان خدا و رسول او و شيوهء دائمى آنان است . بنابراين ، طبق رواياتى كه به خواست خدا خواهد آمد نبايد فرد مسلمان ، خود را شبيه آنان ساخته و به شيوهء آنها عمل كند . در روايت آمده است كه : اين عمل ، همان راه و رسم سرسختترين دشمنان خدا ، ابليس و قابيل است كه اين دو ، ريشه همهء تبهكارىها و جور و ستمها و كفر ، بهشمار مىروند . كلينى و ديگران از امام صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه فرمود : « لمّا مات آدم شمت ابليس و قابيل فاجتمعا فى الأرض فجعلا المعازف و الملاهى شماتة بآدم عليه السّلام « 3 » فكلّ ما كان فى الارض من هذا الضرب الذى يتلذّذ به الناس فانّما هو من ذلك ؛ هنگامى كه حضرت آدم عليه السّلام دنيا را وداع گفت ، ابليس و قابيل به شماتت پرداختند و با گرد آمدن در زمين ، با نواختن بر آلات موسيقى در جهت شماتت به حضرت آدم عليه السّلام به ساز و آواز دست زدند . بنابراين ، هر چيزى در زمين از اين قبيل ، كه مردم از نواختن آن لذّت مىجويند ، از همان آلات موسيقى
--> ( 1 ) . عيون الاخبار ج 1 ، ص 214 . ( 2 ) . وسائل ج 3 كتاب القضاء باب وجوه جمع الاحاديث ح 35 ، ص 382 . ( 3 ) . كافى ج 6 ، ص 431 .